مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
مقدمه و فهرست 54
طب اكبرى ( فارسى )
[ 840 ] سوم : امور مربوط به آفت در غذا . و تفصيل بحث از انواع اسباب ردائت غذا در كميت يا كيفيت . [ 841 ] انتباه : قلت مضرت ردائت در كميّت نسبت به ردائت در كيفيت . [ 842 ] چهارم : سوء تدبير در اكل و شرب كه به سهگونه تصور مىشود . [ 843 ] پنجم : امورى كه بعد از خوردن غذا اتفاق مىافتد كه مفسد آن مىباشند . [ 844 ] فايده : حركت خفيفه بعد از خوردن غذا ، معين هضم است . [ 845 ] تنبيه : بحث از ضعف و قوت هريك از قواى اربعهء معده كه بحثى بسيار مفيد و اصل الاصول است . [ 846 ] مقالهء اول : در ضعف قوت جاذبهء معده : ترى و سردى آن را ضعيف و ضد آنها تقويتش مىكند . [ 847 ] مقالهء دوم : در ضعف قوت ما سكهء معده : خشكى مايل به سردى آن را تقويت مىكند . [ 848 ] مقالهء سوم : در ضعف قوت هاضمه : گرمى و ترى معتدل ، آن را تقويت مىكند . [ 849 ] فايده : ضمان جالينوس در درمان تمام امراض غير حاصل از گرمى معده به توسط سكنجبين سفرجلى . [ 850 ] مقالهء چهارم : در ضعف قوت دافعه : ترى مايل به سردى ، آن را تقويت مىكند . [ 851 ] بدترين ضعف ، تهلهل نسج آن است كه تمام قواى آن را ضعيف مىكند . [ 852 ] هاضمه ، رئيس و ديگر قوا خادم آنند . [ 853 ] فصل چهارم : در هيضه ؛ يعنى مواد فاسدهء هضم نشده با قىء و اسهال دفع شوند كه از ناگواريدن غذا است و به سه قسم است . [ 854 ] اول : غذا به صفراويت تبديل شود و نگوارد . [ 855 ] تنبيه : پرهيزات و تدابير كلى درمان هر نوع هيضه . [ 856 ] دوم : غذا به بلغميت و برودت تبديل شود و نگوارد . [ 857 ] سوم : غذا به سوداويت تبديل شود و نگوارد . [ 858 ] فصل پنجم : در نقصان و بطلان شهوت طعام ؛ يعنى كماشتهايى يا بىاشتهايى . [ 859 ] تعريف اشتهاى صادق و اسباب كلى اخلال در اشتهاء . [ 860 ] اول : از مزاج گرم ساده در فم معده . [ 861 ] دوم : از سوء مزاج سرد ساده كل معده . [ 862 ] سوم : از تكون خلط مرارى يا مالح در معده . [ 863 ] چهارم : از تكون بلغم لزج كثير در معده . [ 864 ] پنجم : از اجتماع خلط عفن در معده و اشتغال طبيعت به دفع آن . [ 865 ] ششم : از امتلاى بدن از اخلاط خام بلغمى و اشتغال طبيعت به نضج آنها .